محرّم، ماه حماسه

ساخت وبلاگ

السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِالله الْحُسَيْن

ماه محرّم، ماه حماسه و فداکاری، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه محکومیّت باطل تا ابد، ماه آموختن راه پیروزی، ماه شکست ابرقدرت ها، ماه آموزش راه مبارزه با ستم کاران، ماه غلبه حق‌ّگویان بر شیطان و ماه محو نمودن باطل است. محرّم را زنده نگه داریم …

بهترین ها را از «کابینت تخصّصی پارسیا» بخواهید و تغییر را احساس کنید.


«کابینت و دکوراسیون داخلی تخصّصی پارسیا»  @Kabinetparsia452


آدرس: قم - سالاریه - بلوار گلستانه - بین خیابان ژاله و یاسمن  @Kabinetparsia452


تلفن تماس: 02532934520  شماره فکس: 02532915247 تلگرام:  @Kabinetparsia452


شماره همراه آقایان:

  1. آقای علی عابدی:   09121517723
  2. آقای مجتبی صادقیان:   09121517724
  3. آقای محمّد مهدی عابدی:   09121513673

ماه محرّم، ماه حماسه و شجاعت و فداکاری آغاز شد، ماهی که خون بر شمشیر پیروز شد. ماهی که قدرت حق، باطل را تا ابد محکوم و داغ باطله بر جبهه‌ی ستمکاران و حکومت های شیطانی زد، ماهی که به نسل ها در طول تاریخ، راه پیروزی بر سرنیزه را آموخت، ماهی که شکست ابرقدرتها را در مقابل کلمه‌ی حق به ثبت رساند، ماهی که امام مسلمین، راه مبارزه با ستمکاران تاریخ را به ما آموخت، ماهی که باید مشت گره کرده‌ی‌ آزادیخواهان و استقلال‌طلبان و حق‌گویان بر تانک‌ها و مسلسل ها و جنود ابلیس غلبه کند و کلمه‌ی ‌حق، باطل را محو نماید. محرّم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است. محرّم و صفر را زنده نگه داریم. محرّم، نام نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری است. علّت نام گذاری این ماه به محرّم آن بود که در زمان جاهلیّت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرّم را اول سال قمری قرار می دادند. بنی امیه در سال ۶۱هجری، با ریختن خون سیّدالشّهدا و خاندان و یارانش در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا، احترام ماه حرام را نگه نداشتند. از آن جا که ماه محرم یادآور حادثه کربلا و عاشوراست، فرا رسیدن آن دل ها را اندوهناک می کند. پیروان و شیفتگان امام حسین (ع) نیز از اول محرّم همه جا را سیاه پوش می کنند و به یاد آن امام شهید، به عزاداری می پردازند. محرّم در لغت از ریشه ی حَرَّمَ به معنای حرام کرد گرفته شده است و نخستین ماه از ماه های قمری است. برخی می گویند وجه تسمیّه آن است که، در این ماه در ایّام جاهلیّت جنگ بر مردم حرام بوده است. امّا با توجّه به این که نام پیشین آن صفر الأوّل بوده و در آن نیز جنگ می شده به این نظر می توان خُرده گرفت. چون محرم و صفر و بعد از ماه ذی الحجه یعنی بعد از حجّ است و آن جا که بعد ازمراسم حجّ، مکّه خالی از سکنه و حجّاج می‏ شد، نام دو ماه محرّم و صفر را به نام صفران گذاشته که به معنی خالی و ان برای مثنی بودن ماه ها است و بعدها، نام ماه اول محرّم و ماه دوم صفر ماند. به طور کلّی و به اختصار باید گفت که: به جهت حرام بودن جنگ و خون ریزی در این ماه، به آن محرم یعنی حرام شده گفته‏اند. مُحَرَّمٌ فیه الحرب . یعنی جنگ در آن حرام است .این نام بعد از اسلام بر این ماه نهاده شد . اكثر تاریخ های رایج، از جمله تاریخ میلادی و تاریخ هجری شمسی، بر اساس گردش زمینبه دور خورشید محاسبه می گردند و تعداد روزهای یك سال كامل، ۳۶۵روز و ۶ساعت است. ولیكن تاریخ هجری قمری، كه تاریخ مشترك یك میلیارد و قریب به پانصد میلیون تن از مسلمانان جهان است، بر اساس گردش ماه (قمر)به دور زمین محاسبه می شود و با دور ماهبه دور زمین، یك ماه قمری پدید می آید و با تكرار دوازده بار آن، یك سال قمری شكل می گیرد. محرم همچون عاشورا، رمز احیای خاطره حماسه های کربلاست. در فرهنگ شیعه، نام محرم با عاشورا، کربلا و امام حسین (ع) آمیخته شده است و با یکدیگر پیوند دارند و گویی محرم جز حسین و کربلا هیچ ندارد. امام حسین (ع) با شهادت، به قرب الهی رسید و این کار بزرگ، چون تابلویی زیبا، برای همیشه در برابر چشمان انسان قرار دارد. گریه بر حسین (ع)، بالاترین فریاد بر ستم است.در ماه محرم، اندیشه ناب اسلام محمدی، دشمنان انسانیت را در برابر جوان مردی و شجاعت خود به زانو درآورد.اشک هایی که در محرم جاری می شود، بنیاد ستم را ریشه کن می کند و انسانیت را زندگی می بخشد.عزاداری مؤمنان و شیعیان برای فرزند پیامبر، یک فرهنگ است که در آموزه های ناب اسلام ریشه دارد. آفتاب محرم از افق خونین عشق سرزد و کربلای دلرا در پرتو خود سوزاند.محرم عطر شهادت را در شمیم کوچه دل می پراکند.فرا رسیدن محرم را به رهروان راه حسینی تسلیت می گوییم.

محرّم، درس زندگی
گُر می گیری، گرمت می شود، گرما زیر پوستت می پیچد و تو سوختن را در سلول های احساست، حس می کنی. دماسنج دلت را که نگاه کنی، گرمای وجودت دستت می آید. انگار در اجاق رگ هایت هیزم می سوزانند. گرما بالاتر از حدّی است که برف چشم هایت را آب نکند و سماور هیئت ها را به جوش نیاورد. گرما بالاتر از حدّی است که زیر دیگ های نذری را روشن نکند.داغ می شوی. محرم هنوز سوژه داغی است. نفس هایش گرم و عطرآگین است. انگار در ریه هایش اسپند و عود می سوزانند. هر سال صدای گام هایش، کوچه ها و خانه ها را هوایی می کند و با اولین دق البابش، در به رویش می گشایند و این گونه، عطر نفس هایش در پیراهن شهر می پیچد.محرم، سیاه پوش داغی سترگ، از راه می رسد، داغی مثل آه بلند فرات و گلوی سوخته خورشید، مثل مجمر چشم هایی نگران و عطش هایی سربریده.شانه های درختان باغچه تکان می خورد. گل ها لب به مرثیه می گشایند و نغمه های معطرشان تا هفت کوچه می پیچد.کربلا، بذری است پاشیده در زمین محرم؛ بذری که پوسته اش را شکافته و آن قدر ریشه کرده و قد کشیده که شاخه هایش روی دیوار هر خانه ای به چشم می خورد و میوه هایش را هر سال اهالی خانه دستچین می کنند، میوه هایی که طعم داغش، دهانت را می سوزاند. درختی که ریشه هایش داغ نوشیده است و شاخه هایش گرمای دو آفتاب را در سلول هایش ریخته و در آوندهایش عطش جریان دارد، باید میوه ای بدهد که طعم عطش و آفتاب داشته باشد.محرم، خیابان بزرگی است برای گم شدن. گاهی گم شدن، اتفاق قشنگی است؛ مثل قطره های بارانی که پس از باریدن در دل خاک گم می شوند، ولی پس از چند صباحی، در هیئت ساقه ای قد می کشند و زیستنی دوباره را تجربه می کنند.محرم آغاز می شود. کوچه ها پیراهن سیاهشان را از صندوقچه ها بیرون می آورند. باید از خودم بیرون بزنم. محرم، خیابان بزرگی است.تاریخ قمری، پیش از اسلام نیز در میان برخی از اقوام و امّت ها، از جمله عرب های جزیرة العرب متداول بود و با نام های “عام الفیل” و امثال آن نام برده می شد. ولیكن پس از ظهور اسلام، به عنوان تاریخ رسمی این دین رهایی بخش در آمد و بسیاری از احكام عملی و فقهی اسلام، همانند روزه در ماه مبارك رمضان، دادن فطریه، به جای آوردناَعمال حج در ماه های حرام، ایّام اعتكاف و امثال آن، بر آن مبتنی شد.قرآن كریم نیز به این تاریخ سابقه دار و این كه تعدادماه های هر سال آندوازدهاست و چهار ماه از ماه های آن حرام می باشند، اشاره كرده و در آیه ای فرموده:اِنَّ عِدَّةَ الشُّهورِ عِندَاللهِ اِثنا عَشَرَ شَهراً فی كِتابِ اللهِ یَومَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الأرضَ مِنها اَربَعَةٌ حُرُمٌ ، ذلِكَ الدّینُ القَیِّمُ، فَلا تَظلِموُا فیهِنَّ اَنفُسَكُم. امّا از این كه تاریخ قمری از چه زمانی در میان مردم و در عصر كدام پیامبری از پیامبران الهی مرسوم و معمول شده است، اطلاع دقیقی در دست نیست. برخی از مورخان، استقرار كشتی نوح (ع) در كوه جُدی، پس از پایان طوفان عظیم را در ماه محرم دانسته و به همین جهت محرّم را از آن زمان، اوّل سال قمری دانسته اند. ولی درستی این گفتار، چندان مورد تایید نیست. زیرا گمان های دیگری نیز در این باره وجود دارد، كه پذیرش این قول را مورد تردید قرار می دهد.آن مقداری كه می تواند مورد پذیرش و اطمینان باشد، این است كه تاریخ قمری، حداقل از زمان تجدید بنای خانه خدا]كعبه معظمه[ توسط حضرت ابراهیم (ع) و پسرش حضرت اسماعیل (ع) و رواج زیارت خانه خدا و انجام مراسم حج از آن زمان به بعد، در میاناعرابو سایر اقوام و قبایل جزیرة العرب متداول بوده و تا ظهور اسلام مورد استفاده اعراب قرار می گرفت و پس از هجرت پیامبر(ص)، تاریخ رسمی مسلمانان شد.

عاشورا
شهادت حسین (ع) شعله ای در جان ها برمی افروزد که تا ابد به سردی و خاموشی نمی گراید. هر کس نشان از این شعله ندارد، فسرده و مرده است. چون در جامعه ، بارقه ای از این شعله مقدس فرو افتد، شور حیات و حرکت در خویش خواهد یافت. هر کس حسین (ع) را شناخت، سراجی در ظلمت و سفینه ای در موج خیز حادثه یافته است. شیعیان و شیفتگان حسین (ع) که در فضای عشق حسینی تنفس کرده و به مدد عشق و اشک اشتیاق ایستاده اند، هماره هستی خویش را در پرتو پاس حرمت حادثه عاشورا یافته اند.

محرّم، نسیم نعمت و رحمت
تو هر یک از ماه های خوب خدا، نسیم نعمت و رحمت بر مؤمنان می ورزد. ماه محرم، ماهیه که به ما یاد می دهد چگونه زندگی کنیم. آموزه های عاشورا و حرکت بی مانند امام حسین (ع) فقط برای ما مسلمان نیست، بلکه برای انسان و انسانیت است. محرم به ما درس عزت، معنویت، ایثار، حماسه و عرفان می دهد.بعضی آدم ها زندگی را در نفس کشیدن و خوردن می دانند؛ این جور زندگی، زندگی حیوانی است، ولی زندگی انسان، متعالی تر و فراتر از خور و خواب و خشم و شهوت است.این زندگی سرشار از ایمان و انسانیت و عزت است که دین اسلام به اون حیات و زندگی طیب و پاک می گوید. امام حسین (ع) برای دست یافتن به این زندگی برتر و جاودانه، پذیرای شهادت شد و از بیعت با یزید خودداری کرد. بر این اساس، دیدگاه، هم مرگ و هم شهادت، خیر و سعادته، هم حیات و پیروزی و به فرموده قرآن، اِحدی الحُسنیین یکی از دو خوبی. پس شیفتگان حسین (ع) حق دارن نسبت به یاران آن حضرت و شهدای کربلا احساس حسرت کنند و با خود بگویند: ای کاش ما هم در کنار شما بودیم و به فوز عظیم می رسیدیم!

جرعه ایی از آفتاب
پیامبر اکرم (ص):مرگ حسین (ع) آتشی در دل مؤمنان انداخته است که هرگز سرد نخواهد شد. (۱)امام حسن (ع):آنچه به من می رسد، زهری است که با دسیسه به کامم ریخته می شود، ولی ای اباعبدالله! هیچ روزی مانند روز  (مصیبت ) تو نیست. (۲)امام رضا (ع):بر چون حسین (ع)، باید که گریندگان بگریند؛ زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را می زداید. چون ماه محرم می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آنکه ده روز می گذشت. روز دهم، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می فرمود: این روزی است که حسین (ع) در آن کشته شد. (۳) هرکه در روز عاشورا کسب و کار خود را فرو گذارد، خداوند حاجت های دنیا و آخرت او را برآورده می سازد. (۴)امام صادق (ع): روز شهادت حسین (ع)، سوگ ناک ترین روزهاست.امام صادق (ع) در پاسخ به این پرسش که چرا روز عاشورا سوگ ناک ترین روز نامیده شده است، نه روز رحلت پیامبر و حضرت فاطمه۳ و روزشهادت حضرت علی (ع) و امام حسن (ع)، فرمود: به این دلیل روز شهادت حسین (ع)، سوگ ناک ترین روزهاست که اصحاب کسا؛ این گرامی ترین آفریدگان نزد خدای تعالی، پنج نفر بودند… پس چون حسین (ع) کشته شد، دیگر کسی از اهل کساء باقی نماند که پس از او مایه تسلی خاطر مردم باشد. بنابراین، رفتن حسین (ع)، به منزله رفتن همه آنهاست، چنان که باقی بودن آن حضرت مثل این بود که همه اهل کسا زنده هستند. (۵)

رشد، در پرتو عزاداری
وظیفه پیروان امام حسین (ع) و شیعیان آن حضرت، عمل به سیره و رفتار ایشان است. چراغ فروزانی که اباعبدالله الحسین (ع) روشن کرد، روشنایی بخش راه پیروان او شد. بنابراین، دوستداران و شیفتگان آن حضرت وظیفه دارند با عزاداری و سوگواری برای آن حضرت و یاران باوفایش، این مشعل هدایت را همواره روشن نگه دارند. افزون بر این، عزاداری برای سالار شهیدان از جنبه های دیگر نیز در خور توجه است که عبارتند از:

    تولّی و تبرّی: تولّی، دوست داشتن دوستان خدا؛ یعنی پیامبر اکرم (ص) و خاندان اوست. تبری نیز به معنای بیزاری جستن از دشمنان خدا؛ یعنی دشمنان پیامبر و خاندان اوست. عزاداری نیز ادای تکلیف تولّی و تبرّی است که از فروع دین و تکالیف شیعه است. اشک ریختن بر حسین (ع)، نوعی بیعت و امضای پیمان دوستی با سیدالشهدا و ابراز تنفر و انزجار از دشمنان و قاتلان آن حضرت است. (۶)
    رشد فردی، اجتماعی و فرهنگی: یکی از آثار و پی آمدهای عزاداری برای سید شهیدان، ساختن فرد و جامعه بر اساس الگوی عرضه شده امامان معصوم: است؛ عزاداری از روی شناخت و معرفت و رعایت چارچوب های شرعی و عرفی.انجام دادن این عزاداری، افزون بر اینکه در بعد عاطفی و معرفتی، فرد را به اهل بیت پیامبر (ص) وابسته می کند، فرهنگ زلال اهل بیت: و مذهب شیعه را نیز با معرفت وعاطفه به نسل های بعدی منتقل می کند و این بهترین راه برای حیات فرهنگی مکتب اهل بیت: به شمار می آید. (۷)
    حفظ و ترویج اسلام ناب: عزاداری و گریه بر مصایب سالار شهیدان، موجب زنده نگه داشتن راه و هدف نهضت حسینی است. مجالس عزا، ادامه رسالت پیام رسانان عاشورا؛ یعنی امام سجاد (ع) و حضرت زینب۳ است. سوگواری در محرم و گریه بر مظلومیت شهدای کربلا، سلاح همیشه برّانی است با فریاد و اعتراض به ستمگران. (۸)

آسیب های عزاداری سالار شهیدان
فرهنگ عاشورا و عزاداری امام حسین (ع) نیز مانند هر پدیده باارزش دیگر دچار آفت ها و آسیب هایی است که در صورت مقابله نکردن عاقلانه با آن ممکن است به فرهنگ پربار عاشورایی آسیب هایی وارد شود. برخی از این آسیب ها عبارت است از:
الف) برخورد عاطفی صرف با مقوله عزاداری: بی شک، عاطفی ترین صحنه ها در تاریخ عاشورا وجود دارد. این بُعد از حادثه عاشورا به دلیل دو عنصر حماسه و زیبایی در کنار عاطفه قوی، آن را اثرگذارتر کرده است. در فرهنگ عامه، بیشتر شاهد پررنگ بودن جنبه تراژیک این حادثه هستیم، به گونه ای که تا حدودی عرصه بر جنبه های حماسی و عرفانی حادثه عاشورا تنگ شده است. متأسفانه در گذر زمان، برای شدت بخشیدن به جنبه عاطفی، داستان ها و مطالبی بدون ربط و سند برای حادثه عاشورا جعل شده است، مانند عروسی حضرت قاسم در روز عاشورا … . (۹)
ب) تبدیل شدن عزاداری به عادت: از آنجا که بار عاطفی حادثه عاشورا قوی است، ظرفیت عادت پذیری آن به شدت افزایش می یابد. وقتی موضوعی به عادت تبدیل شود، دیگر برای به جا آورنده آن عمل، تنها انجام دادن آن، هدف خواهد شد و او با این کار تخیله روانی می شود. ازاین رو، انتظار معنادار بودن و پویایی عمل، انتظاری بی معنا خواهد بود. (۱۰)
ج) آمیخته شدن عزاداری با فرهنگ های قومی و ملی: شیوه های عزاداری هر قوم و ملت مانند زبان آنها گوناگون است. بنابراین، باید بکوشیم برای هماهنگ و اصول مند کردن عزاداری سیدالشهدا، براساس فرهنگ یک ملت، با فلسفه و اهداف و روح قیام تناسب ایجاد شود. (۱۱)
د) ضعف دانش و بینش عمومی: کمبود دانش و اندیشه در جامعه، زمینه ساز گسترش انحراف ها، تحریف ها و خرافه هاست. در این زمینه هر چه میزان و سطح تحصیلات افراد جامعه بیشتر باشد، امکان کمتری برای نفوذ اندیشه های نادرست و باطل وجود خواهد داشت. این امر با روحیه پرسشگری، نقادی و نقدپذیری ارتباط بسیاری دارد. بینش بالای جامعه همواره موجب امنیت روانی جامعه و اعتلای جایگاه عالمان و واعظان مصلح و آگاه است. (۱۲)

سخن بزرگان
امام خمینی (ره)؛ محرم، ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن ستم کار را در فدایی دادن و فدایی شدن دانست. (۱۳) محرم است. این محرم را زنده نگه دارید! ما هر چه داریم، از این محرم است و از این مجالس. مجالس تبلیغ ما هم از محرم است؛ این قتل سیدالشهداء و شهادت اوست. اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی شد. (۱۴) هزار و چهارصد سال است که با این منبرها، با این روضه ها و با این مصیبت ها و با این سینه زنی ها اسلام را حفظ کرده اند. (۱۵)
مقام معظم رهبری؛ امام حسین (ع)، از لحاظ عملی درس بزرگی به همه تاریخ اسلام داد و در حقیقت، اسلام را، هم در زمان خودش و هم در هر زمان دیگری بیمه کرد. هر جا فسادی از آن قبیل باشد، امام حسین (ع) در آنجا زنده است، با شیوه و عمل خود دارد می گوید که شما باید چکار کنید. تکلیف این است. لذا باید یاد امام حسین (ع) و یاد کربلا زنده باشد؛ چون یاد کربلا، این درس عملی را جلوی چشم می گذارد. (۱۶)

نکته ها
دلیل نام گذاری مجالس عزای امام حسین (ع) به روضه خوانی، این است که در دوره سلطان حسین بایقرا، از نوادگان تیمور، یکی از دانشمندان وخطبای خوش آواز سبزوار به نام ملا حسین، معروف به واعظ کاشفی به هرات رفت و مورد توجه بزرگان دولت قرار گرفت و شهرت فراوان یافت. او کتابی به نام روضة الشهداء به فارسی درباره واقعه کربلا، برای نواده دختری سلطان حسین بایقرا نوشت. شیعیان در روزهای سوگواری، روضة الشهدا را از رو می خواندند و عزاداری می کردند. کسانی که این کتاب را می خواندند، کم کم به مناسبت نام این کتاب، به روضه خوان معروف شدند. به تدریج خواندن روضه از روی کتاب منسوخ شد و در مجالس عزاداری، روضه خوانان آن را از حفظ می خواندند.در دوره صفویان که برپایی مجالس روضه خوانی عمومیت یافت و در هر کوی و برزنی مجلسی بر پا می شد، گروهی که آواز خوشی داشتند، روضه خوانی را پیشه خود قرار دادند. این دوران، اوج شکوفایی روضه خوانی است. (۱۷) هر شب از شب های ماه محرم، به یکی از شهیدان یا شخصیت های مرتبط با جریان کربلا اختصاص دارد. این نام گذاری واضع مشخصی ندارد و ذاکران اهل بیت: این نام گذاری را انجام داده اند. ترتیب متعارف شب های دهه اول ماه محرم این گونه است:

  1. شب اول: مسلم بن عقیل؛
  2. شب دوم: ورود به کربلا؛
  3. شب سوم: حضرت رقیه؛
  4. شب چهارم: فرزندان حضرت زینب، حر بن ریاحی و فرزندان مسلم بن عقیل؛
  5. شب پنجم: عبدالله بن حسن، زُهیر و حبیب بن مظاهر؛
  6. شب ششم: قاسم بن حسن؛
  7. شب هفتم: علی اصغر؛
  8. شب هشتم: علی اکبر؛
  9. شب نهم: حضرت عباس۷؛
  10. شب دهم؛ امام حسین (ع). (۱۸)

علامه امینی، صاحب الغدیر، با شنیدن مصایب حضرت امام حسین (ع) و اصحاب ایشان با صدای بلند بر مصایب خاندان پیامبر می گریست. بسیار اتفاق می افتاد که اهل منبر و دیگر حاضران و مستمعان نیز از دیدن حال او منقلب می شدند و می گریستند. (۱۹) آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری، دستور می داد پیش از تدریس، کسی قدری ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا بخواند و سپس درس را شروع می کرد. ایشان حتی پس از رسیدن به مرجعیت، در خیابان ها در دسته های سینه زنی و عزاداری شرکت می کرد و مانند مردم عادی بر سر و سینه می زد. (۲۰)

مشک، آهو شد و …

داشت می رفت سرآسیمه به دریا بزند
تا مگر نیل، گلی بر سر موسی بزند

نوح باشد بزند کشتی این مَشک به آب
تا چنین عشق از این حادثه ها جا بزند

یوسفی باشد و پیراهن مهتاب، تنش
آن چنان ماه که چشمان زلیخا بزند

جرئت هیچ پلنگی نرسیده است که دست
به تن ماه شب چارده ما بزند

از لبش علقمه ها آب بنوشند سپس
تشنگی طعنه به سیرابی لب ها بزند

مَشک، آهو شد و آهسته لب چشمه رسید
چشم صیاد به این صید مبادا بزند

صید لب تشنه حرام است، مبادا تیری
آهوی تشنه لب قصّه ما را بزند

تیر از چله رها شد و چه پایان بدی
تیر می رفت به اقبال خودش پا بزند

یکی می گفت

بیابان بود و تنهایی، نگاهم تشنه باران
من و صحرایی از آتش، من و تنهایی و طوفان

مشعشع بود هفتاد و دو نیزه از دل خورشید
و خون از آسمان می ریخت بر افسانه انسان

و ماه از آسمان افتاد بر خاک و دو قسمت شد
از آن نیمی به آب افتاد و نیم دیگرش پنهان

نمی بارد چرا باران، چرا باران نمی بارد؟!
گلی رویید بر نیزه، شبیه آیه قرآن

یکی می گفت می روید ز داغ آسمان خورشید
یکی می گفت می گیرد تمام دشت را طوفان

شکست آخر تمام آسمان آن روز طوفانی
و تقدیر زمین این شد، هزاران سال بی باران

خسوف

ها! مردمان دهکده در خواب مانده اند، امشب خسوف، ماه زمین را گرفته است
انگار اتفاق بدی، چادر سیاه، روی سر تمامی دنیا گرفته است

گهواره شکسته مهتاب می خورد با دست های تیره طوفان، تکان تکان
کودک بزرگ می شود و تاب می خورد، چون آتشی که بر تن دریا گرفته است

بر انجماد خاک و هوا حلقه می شود نوری که از دو دست پدر ریخت در فضا
این گونه از تبسم یک کودک بزرگ، این کهکشان یخ زده گرما گرفته است

«لالا بخواب، قصه دنیا قشنگ نیست، اینجا گلی شبیه تو خوش آب و رنگ نیست»
این آتش ترانه لالای مادری است، این گونه بر تغزل دنیا گرفته است!

حس می شود که نه، به خدا لمس می شود، چیزی شبیه حوصله بی حد خدا
آری، همین خدای همیشه که این چنین، در لابه لای صبر خودش جا گرفته است

خواهد شکست کاسه صبر خدا شبی، مثل وقوع حادثه ای پشت حادثه …
امشب تمام دهکده را خواب می برد، امشب خسوف ماه، زمین را گرفته است

دایره ها

خونچه ها بر سر نی، دایره در دایره دف!
و صدا توی صدا، دایره: سر، دایره: دف!

و صدا حنجر داوود که بر نیزه بلند
اشک زد دایره ای دایره تر، دایره دف!

دایره حلقه زد و حلقه زد و بغضی شد
بغض، دختر شد و دنبال پدر، دایره دف!

غصه ها حلقه گیسوی پریشانی شد
ریخت از شانه دختر به کمر، دایره دف!

دخترک دایره در دایره هی دور پدر …
روی یک پاشنه چرخیدن در، دایره دف!

مادری سوخته در هیئت خورشید آمد
نیست آتش تر از این آتش تر، دایره دف!

جام در جام عزا داشت تعارف می شد
خیمه در خیمه، خبر پشت خبر، دایره دف!

خبر انگار که هفتاد و دو بار آوردند
مادری سر زده دنبال پسر، دایره دف!

نیزه ها گیج و پریشان و چنین سرگردان
تن به جا مانده و سر قصد سفر، دایره دف!

خونچه ها بر سر نی، دایره در دایره دف
و صدا توی صدا، دایره: سر، دایره: دف!

بریده شد رگ تسبیح

فرات گم شده در جزر و مد قامت ها
و رنگ حادثه دارد شب قیامت ها

بلال های سیاه نگاهشان بستند
نماز خوف و رجا را به قصد قربت ها

کنایه در خم ابرو، جناس بین دو چشم
و شعر سر زد از آغوش این صناعت ها

به اصطکاک دو لب در تب اذان انگار
گرفت از لبشان آسمان حرارت ها

چه جام های قنوتی که پر شد از انگور
و تیرها به دهان ریختند شربت ها

و تیر خورد به جام قنوتشان آن وقت
چه جام ها که شکست و شکست حرمت ها

نماز آخر این دشت هم شهید شد و
بریده شد رگ تسبیح و ریخت رکعت ها

بهانه برای گریستن

ای بهترین بهانه برای گریستن
ای داغ جاودانه برای گریستن

در راه بازگشت به خود، عشق کاشته است
داغ تو را نشانه برای گریستن

شش سویْ لاله می دمد، ای عشق باز کن
راهی از این میانه برای گریستن

در راه کربلای تو هر لاله می دهد
ما را به کف، بهانه برای گریستن

چرا مراسم عزاداری امام حسین (ع) پیش از شهادت ایشان برگزار می شود؟
چون آغاز حماسه و حادثه سرخ کربلا، از روز اول محرم بوده است، پیروان آن حضرت از اول محرم عزاداری می کنند. همچنین عزاداری از آغاز محرم، سابقه تاریخی دارد. آغاز عزاداری در دهه اول محرم، آن هم به صورت فراگیر، مانند عزاداری های امروزه را می توان از عصر معزالدوله دیلمی از سلسله آل بویه دانست. معزالدوله، نخستین کسی بود که فرمان داد مردم شیعه بغداد، در دهه اول محرم، برای امام حسین (ع) سیاه بپوشند و بازار را سیاه پوش کنند. همچنین در روز عاشورا دکان ها را ببندند و از طباخی جلوگیری کنند و تعطیل عمومی اعلام شود. این مراسم در تمام کشورهای اسلامی از جمله ایران، تا اوایل سلطنت سلجوقیان معمول بوده و امروزه نیز رونق گرفته است. (۲۱)در روان شناسی جدید، گریه نکوهش شده و آن را نشانه ضعف و زبونی دانسته اند. پس چرا در عزاداری امام حسین (ع) به آن سفارش می شود؟ آیا این برخلاف یافته های علمی نیست؟گریه همیشه حاکی از غم و نشانه زبونی نیست. از دیدگاه علمی به ویژه بر اساس رویکرد روان شناختی، هر نوع غمگینی، بیماری و نابهنجاری شمرده نمی شود. غمگینی زمانی بیماری است که از نظر شدت و طول مدت، با در نظر گرفتن اهمیت رویداد، جنبه افراطی بیابد. اگر عزاداری با نشانه هایی مانند از بین رفتن تن درستی، کناره گیری اجتماعی، احساس بی ارزشی، احساس گناه، فکر خودکشی، پیش فعالی بی هدف و مانند آن همراه باشد، باید آن را غمی بیمارگونه به شمار آورد.افزون بر این، گریه اقسامی دارد که مهم ترین آنها عبارت است از گریه ترس و هراس، گریه جلب ترحم، گریه غم و اندوه، گریه شوق و شادی، گریه بر ستم دیده و گریه تقوا و رشد روحانی که این مورد اخیر، در عقاید ریشه دارد و بیشتر گریه ها در مناجات های امامان معصوم از این نوع است.پس غمگین بودن برای امام حسین (ع)، نشانه سلامت است، نه بیماری و ناهنجاری. چه بسا غمگین نبودن و سوگواری نکردن، برای یک فرد بزرگ، نشانه بیماری یا رفتار نابهنجار باشد. (۲۲)

کتابستان

  • ۱٫ آقاجانی قناد،علی،آسیب های عزاداری... قم، مرکز پژوهش های صدا و سیما1382
  • ۲٫ آوینی، مرتضی، روایت محرم، تهران، روایت فتح، ۱۳۷۴٫
  • ۳٫ اسدی، محمد، پیشینه عاشورا، ترجمه: حجت الله جودکی، تهران، تبیان، ۱۳۷۹٫
  • ۴٫ امین عاملی، سیدمحمد، امام حسین (ع) و حماسه کربلا، ناصر پاک پرور، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۶۶٫
  • ۵٫ انصاف پور،غلام رضا، هدف های اجتماعی امام حسین(ع) و تحلیل...تهران،کانون کتاب،1354
  • ۶٫ تقدسی نیا، خسرو، هفتاد و دو پرسش پیرامون حماسه کربلا، قم، ائمه، ۱۳۸۰٫
  • ۷٫ جعفریان، رسول، تأملی در نهضت عاشورا، قم، انصاریان، ۱۳۸۱٫
  • ۸٫ حسینی قزوینی، عبدالکریم، چهره حقیقی قیام حسینی...علی علوی، انتشارات بدر، ۱۳۶۲٫
  • ۹٫ خرسند، پرویز، همه جا کربلا، همه روز عاشورا، تهران، سبز، ۱۳۵۹٫
  • ۱۰٫ دخیل، علی محمدعلی، مجالس حسینی، ترجمه: مصطفی خبازیان، مشهد، بعثت، بی تا.
  • ۱۱٫ ربانی خلخالی، علی، عزاداری از دیدگاه مرجعیت شیعه، قم، مکتب الحسین (ع)، ۱۳۶۱٫
  • ۱۲٫ رحیم پورازغدی، حسن، حسین (ع) عقل سرخ، تهران، سروش، .
  • ۱۳٫ شاطری، علی اصغر، واژه نامه محرم، تهران، مرسل، ۱۳۸۳٫
  • ۱۴٫ شاکری، مجتبی، بازخوانی حماسه حسینی یا سیری در تاریخ کربلا، تهران، زهد، ۱۳۸۰٫
  • ۱۵٫ فرحی، سیدحسین، بررسی و تحقیق پیرامون نهضت...تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی۱۳۵۷٫
  • ۱۶٫ کمره ای، خلیل، یک شب و روز عاشورا، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۹٫
  • ۱۷٫ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، قم، معروف، ۱۳۷۴٫
  • ۱۸٫ هادی منش،ابوالفضل،هودج خون(گذری بر عزاداری…) قم،مرکز پژوهش های صدا و سیما،۱۳۸۰٫
  • ۱۹٫ هاشمی نژاد، سیدعبدالکریم، درسی که حسین (ع) به انسان ها آموخت، مشهد، مؤلف، ۱۳۶۹٫

پی نوشت ها:

  • ۱٫ میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۳۱۸٫
  • ۲٫ صدوق، أَلْأَمالِی، ص ۱۷۷٫
  • ۳٫ ممد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج ۸، ح ۱۳۰۱۲٫
  • ۴٫ شیخ صدوق، علل الشرایع، ص ۲۲۷٫
  • ۵٫ همان، ص ۲۲۵٫
  • ۶٫ دفتر تبلیغات اسلامی، پرسش ها و پاسخ ها،  (پاسخ های برگزیده ویژه ماه محرم)، ص ۲۹٫
  • ۷٫ همان، ص ۳۳٫
  • ۸٫ همان، ص ۳۴٫
  • ۹٫ علی آقاجانی قناد، بنیادها و آسیب های عزاداری امام حسین (ع)، ص ۸۹٫
  • ۱۰٫ همان، ص ۱۰۶٫
  • ۱۱٫ همان، ص ۱۰۷٫
  • ۱۲٫ همان، ص ۱۰۸٫
  • ۱۳٫ صحیفه نور، ج ۲، ص ۱۱٫
  • ۱۴٫ صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۵۸٫
  • ۱۵٫ صحیفه نور، ج ۸، ص ۶۹٫
  • ۱۶٫ مؤسسه فرهنگی قدر ولایت، امانت داران عاشورا، تهران، قدر ولایت، ۱۳۷۹، ص ۴۹٫
  • ۱۷٫ علی اصغر شاطری، واژه نامه محرم، ص ۶۲ و ۶۳٫
  • ۱۸٫ ابوالفضل هادی منش،هودج خون،(گذری بر عزاداری و نام گذاری شب های محرم)ص۶۷
  • ۱۹٫ ره توشه راهیان نور، ویژه محرم، ص ۲۱۶٫
  • ۲۰٫ همان، ص ۲۱۹٫
  • ۲۱٫ پرسش ها و پاسخ ها  (پاسخ های برگزیده ویژه ماه محرم)، صص ۳۵ ۳۷٫
  • ۲۲٫ همان، صص ۱۷۵ ۱۸۲٫ (سهیلا بهشتی، عالیه محرابی و قادر طهماسبی)


منابع:
پایگاه حوزه نت
اشارات، آذر ۱۳۸۸، شماره ۱۲۷، صفحه ۱۵۳


السَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبدِالله الْحُسَيْن
“هر که دارد هوس کرببلا بسم الله”

کابینت تخصّصی پارسیا...
ما را در سایت کابینت تخصّصی پارسیا دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : kabinetparsiao بازدید : 60 تاريخ : دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 14:09